خرید بک لینک
۵ ژانویه ۲۰۱۹. ۱۵ دی ماه ۱۳۹۷. به ل بله گفتم! به لرن- ریل استیت هم گفتم از خونه چند ماه دیگه می رم. ماه قبل هم که استعفا داده بودم. تو جای جدید دانشیارم. و اینجا هم فقط یه قدم هست. آه ... نفس عمیقی می

برچسب: نویسنده: امیر رفیعی تاريخ: دوشنبه 29 بهمن 1397 ساعت: 6:31

فردا می ریم مسافرت اصفهان .. چک کردم هوا رو و یه چیزی شبیه تهرانه تقریبا. امروز رفتم یه جای ارومی که قبلا ها نوجوان بودم می رفتم درس می خوندم. حس خوبیه. اونجا رو دوست داشتم. ساکت و انرژی خوب داره. م

برچسب: نویسنده: امیر رفیعی تاريخ: دوشنبه 29 بهمن 1397 ساعت: 6:31

... کم کم رفتنی ام. با مامان بودم همش ... با مامان خوب بود. اولش عادت نداشتیم ..اما ... رفتیم مسافرت ..تو راه برگشت از مسافرت با مادر و دختری اشنا شدیم که به مامان گفتن در مورد این قرص ها ... و مامان

برچسب: نویسنده: امیر رفیعی تاريخ: دوشنبه 29 بهمن 1397 ساعت: 6:31

ایران که بودم .. خوش گذشت ... مامان اکثرا. رفتیم مسافرت ... بعد هم تو خود شهر. خدارو شکر. اخرش هم رفتم پیش ابراهیمی که باعث شد من بتونم به لوییش بu200dگم دستم چرا .. مقاله خودم رو جلو بردم. اسکات رو فرستا

برچسب: نویسنده: امیر رفیعی تاريخ: دوشنبه 29 بهمن 1397 ساعت: 6:31

یه اقایی بود. ۵ سالی بزرگتر از من. وقتی من لیسانس داشتم و تو ایران شرکت کارمی کردم اونم کاری که از صبح تا شب سر کار بودم!!! و زبانم خیلی معمولی بود و تو جمع نبودم اما در سرم کلی برنامه و ارزو بود .. ا

برچسب: نویسنده: امیر رفیعی تاريخ: دوشنبه 29 بهمن 1397 ساعت: 6:31

I get up in the moings. I have something and then begin my writing .... Some hours later, I often want to go out before it gets dark. It feels good to see the city and the crowd. But i often dont go out because my chair has gravity! LOL ... Because I want to work more and I say wait few minutes and few minutes ... Suddenly i see it is almost dark outside ... I prepare and go out ... It gets darker quickly .. And the city gets more quiet ... I feel like shit ... I keep thinking: you work so hard for what, for papers that their destiny is very unclear ..... Often very sad ... It is very tough to manage these thoughts considering that they are realistic and make perfect sense in this world I live in. So what to do? Just wait few hours ... You ll get better .... It is like having natural anti-depressents.

برچسب: نویسنده: امیر رفیعی تاريخ: دوشنبه 29 بهمن 1397 ساعت: 6:31

یه فیلمی هست به اسم مون دنس الکساندرا. من خیلی دوستش دارم ... بعضی جاهاش گریه م می گیره .. و فکر می کنه داشتن حیوونی مثل اسب نه جهت سواستفاده انسانی بلکه جهت دوستی خیلی خیلی خوبه و با من می خوره ... ق

برچسب: نویسنده: امیر رفیعی تاريخ: دوشنبه 29 بهمن 1397 ساعت: 6:31

صفحه بندی